ميرزا حسن حسينى فسايى
1170
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
[ اعلاى ] شيخ سعدى بود و چون شيخ سعدى تولد يافت نام والد خود را كه شيخ مصلح بود به او گذاشت و شيخ سعدى بعد از تكميل علوم رسميه ، داعيهء محبت و نايرهء مودت او را بر نظم اشعار باعث آمد ، چندانكه در فن غزل سرآمد اهالى اعصار و مسلم مردمان زمان و روزگار گرديد و بعد از مسافرتها و سير آفاق و انفس عود به شيراز فرموده ، در نزديكى گازرگاه شيراز كه اكنون مرقد اوست ، مجاور گرديده تا وفات آن جناب دررسيد و چون پادشاه زمان اتابك - سعد بن زنگى نسبت به او مهربانى مىفرمود ، تخلص خود را « سعدى » نمود و اين چند بيت براى زينت فارسنامه تيمنا نگاشته گرديد : ماه فرو ماند از جمال محمد * سرو نرويد به اعتدال محمد وعدهء ديدار هركسى به قيامت * ليلة الاسرى شب وصال محمد آدم و نوح و خليل و موسى و عيسى * آمده مجموع در ظلال محمد قدر فلك را كمال و منزلتى نيست * در نظر قدر با كمال محمد عرصه دنيا مجال همت او نيست * روز قيامت نگر مجال محمد شمس و قمر در زمين حشر نتابد * نور نتابد مگر جمال محمد آن همه پيرايه بسته جنت فردوس * بو كه قبولش كند هلال محمد همچو زمين خواهد آسمان كه بيفتد * تا بدهد بوسه بر نعال محمد چشم مرا تا به خواب ديد جمالش * خواب نمىگيرد از خيال محمد « 1 » سعدى اگر عاشقى كنى و جوانى * عشق محمد بس است و آل محمد بلغ العلى بكماله * كشف الدجى بجماله حسنت جميع خصاله * صلوا عليه و آله « 2 » در تاريخ وفات آن جناب گفتهاند : شب آدينه بود و ماه شوال * ز تاريخ عرب « خاص » « 3 » آمد آن سال « 4 » هماى روح پاك شيخ سعدى * سوى جنت برآوردى پر و بال سفير شيرازى : نام شريفش محمد نبى خان ، شرح حالش در محلهء درب مسجد گذشت . شريف شيرازى : همان سيد شريف الدين جرجانى است « 5 » كه شرح حالش در محلهء بازار مرغ گذشت ، اين رباعى از اوست :
--> ( 1 ) . در متن : ( خواب نگيرد مگر جمال محمد ) . ( 2 ) . ( حضرت پيغمبر ) با كمال خود به عالىترين درجه بزرگى رسيد ، تيرگى را با جمال خود بر طرف ساخت ، همه خصلتهاى او پسنديده است بر او و خاندانش درود فرستيد . ( 3 ) . برابر با 691 . ( 4 ) . در بعضى متون بجاى بيت فوق چنين آمده است : مه ذو الحجه از مه كاف و زا روز * بيفشاند از غبار تن پروبال ( يعنى 27 ذى الحجه ) . ر ك : تاريخ ادبيات صفا ، ج 3 ، بخش اول ، ص 598 . ( 5 ) . ر ك : رياض العارفين ، ص 365 .